موج رسا
منتسبین راست سنتی بدلیل تلاش هایشان در طول انقلاب و جنگ تحمیلی خود را نسبت به انقلاب مخلص فرض می کنند و خود را امین تر از همه نسبت به انقلاب می دانند. این خودبرتر بینی باعث ایجاد یک غرور کاذب در طرفداران این اندیشه می شود و به مرور زمان بدون اینکه شخص متوجه تکبر خود شود در میدان عمل یکه تازی می کند.
کد خبر: ۱۴۱۴۰
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۱۴

به گزارش موج رسا, به نقل از آناج هر چند تعریف صحیحی از واژه "راست سنتی" در ادبیات سیاسی کشور وجود ندارد اما شاید بتوان تعریف زیر را برای آن در نظر گرفت.

به عبارتی راست سنتی، جریانی فکری در داخل انقلاب اسلامی ایران است که اعضای آن غالبا جز نسل اول انقلابیون بوده و در آن برهه مجاهدت هایی برای پیروزی و صیانت از انقلاب داشته اند ولی امروزه به شدت محافظه کار و بلکه استحاله شده اند.

یکی از دلایلی که با گذشت زمان باعث ایجاد اختلاف بین دو فرد یا دو فکر می شود، مشخص شدن فهم های مختلف بین آن دو فکر با گذشت زمان است. به طور مثال فرض کنید دو نفر قصد دارند بر اساس دین اسلام در یک عرصه اقدام کنند. بعد از گذشت دو روز مشخص می گردد که منظور فکر اول از اسلام چیز دیگری بوده است و منظور فکر دوم از اسلام یک برداشت دیگر و این نقطه شروع تفاوت ها است.

با گذشت بیش از سی و هفت سال از انقلاب اسلامی ایران، چند جریان فکری عمده از هم متمایز شدند که می توان عملکرد آنها را بررسی کرد. جریان اول یک جریان غربگرا بود که به مرور زمان تحت عنوان جریان چپ مطرح شد و بعد از آن به جریان اصلاح طلبی معروف شد که به دلیل اینکه تقریبا از سال 84 دیگر بدنه اجتماعی مستحکمی ندارد، در این مقاله خیلی به آن پرداخت نمی شود.هر چند که این جریان درصدد بازآرایی خود می باشد. رای دادن جریان غربگرای اصلاح طلبی به یکی از سران فتنه که گرایش های سوسیالیستی و بلوک شرقی دارد، رای دادن به حسن روحانی که یک اصولگرا است و یا تلاش برای حضور ناطق نوری که یک اصولگرای سنتی است نشان بسیار بارزی از نبود بدنه اجتماعی این جریان است.

لکن تکیه بحث، تحلیل جریان فکری راست سنتی در کشور، تبعات حکمفرمایی این جریان بر کشور و همچنین بیان نشانه های امید در این فضای غبارآلود است.  

منتسبین راست سنتی بدلیل تلاش هایشان در طول انقلاب و جنگ تحمیلی خود را نسبت به انقلاب مخلص فرض می کنند و خود را امین تر از همه نسبت به انقلاب می دانند. این خودبرتر بینی باعث ایجاد یک غرور کاذب در طرفداران این اندیشه می شود و به مرور زمان بدون اینکه شخص متوجه تکبر خود شود در میدان عمل یکه تازی می کند. یکی از عللی که امروزه جوانان خوش فکر کشور در عرصه های گوناگون اجرایی و مدیریتی بکار گرفته نمی شوند وجود این طیف در قدرت است. چرا که این جریان خود را ایثارگر نسبت به انقلاب فرض می کند و حاضر نیست کرسی قدرتی را که برای آن تلاش ها کرده است به راحتی به دست کس دیگری بسپرد. غافل از اینکه انقلاب اسلامی اساسا برای تغییر حاکم ها نیامد،بلکه برای تغییر ارزش ها و ذهن ها بروز پیدا کرد.

اتفاقات روزهای گذشته مجلس نیز یکی از جلوه های بروز این خودبرتر بینی است. منتسبین به علی لاریجانی در مجلس، که پرچم دار اندیشه راست سنتی به حساب می آید، در چند روز گذشته زحمات چهل روزه کمیسیون برجام و تمام کارشناسان اعم از جناح راست و چپ را ضربدر صفر کردند و هر چقدر که انسان در این عمل غور می کند تا بتواند از منطق این رفتار سر درآورد، دست به جایی نمی یابد. ریشه این بی منطقی در همان مخلص دانستن خود بر دیگران نسبت به انقلاب است. چرا که وقتی بسیاری از کارشناسان اقتصادی،سیاسی، امنیتی،دفاعی و سیاسی در کمیسیونی که با رأی خود نمایندگان تشکیل شده است حضور پیدا کرده و نظر داده اند، چرا باید خروجی این جلسه مبنای کار قرار نگیرد؟!

چرا از طرفی مجلسیون در سالگرد امام دم از آینده نگری امام (ره) می زنند اما در مقابل مسّ شیطان توسط وزیر خارجه خم به ابرو نمیاورند؟ مگر حضرت روح الله (ره) نفرمودند :" وقتی شما خودتان مهیا شدید برای اینکه زیر بار ظلم بروید، ظالم پیدا می‌شود، این سبب می‌شود که ظالم پیدا بشود. هرچه ما بیشتر خضوع بکنیم برای ظالم، ظالم بیشتر فشار می‌آورد. وقتی که مهیا بشویم برای جلوگیری از ظالم، ظالم عقب می نشیند. یک قدم شما که عقب می‌نشینید،او جلو می‌آید. یک قدم شما جلو بروید، او عقب می‌رود. این سنت الهی است".

جالب تر اینکه به محض ارسال طرح تنظیم شده از سوی منتسبین به ریاست مجلس به کمیسیون امنیت ملی و انرژی، این کمیسیون ها خیلی سریع آن را تأیید کردند و این چیزی جز بازی با شأن مجلس نیست که آیندگان آن را قضاوت خواهند کرد. لذا نگارنده معتقد است که ریشه نبود پشتوانه کارشناسی در انجام پروژه ها را نباید در طرح های افراد عادی بلکه در عملکرد کلان برخی مسئولین یافت.

اما هدف از نگارش این یادداشت نه نهیب های تکراری و هشدارهای خسته کننده بلکه نشانه های پیروزی در این فتنه هسته ای است!

نکته اول اینکه جریان نفاق دیگر پشت یک جریان معاند که علنا شمشیر علیه نظام کشیده بود جمع نشده است و حالا مجبور است بعضا پشت چهره هایی جمع شوند که حتی ممکن است یک عمر زندگی خود را وقف انقلاب کرده بودند و این یعنی رشد اقتدار نظام اسلامی و آگاهی ملت بدلیل شناسایی جریان های معارض و پس زدن آنها.

اما نکته دوم اینکه تصویب برجام هرچند ممکن است ما را مانند تعلیق فعالیت های هسته ای در دوران موسوم به اصلاحات چند سالی عقب بیاندازد اما کارشکنی و بدعهدی طرف مقابل در اجرای صحیح برجام مجددا مانند آن دوره تکرار می شود و این یک تجربه ارزشمند دیگری برای پیشبرد جامعه به سمت اهداف انقلاب می باشد و شاید تفکر به همین جمله ما را به این واقعیت رهنمون سازد که وعده محو اسرائیل تا بیست و پنج سال آینده یک ژست سیاسی نیست و حاکی از یک محاسبات کاملا دقیق است. هر چند که اگر هشیاری و زمان شناسی جریان فکری راست سنتی به موقع فعال میشد خیلی زودتر از شرایط فعلی خارج می شدیم اما بنا به فرموده امیر مومنان به فردی نصرانی، که دین اسلام دین تعریض است و نه تصریح و علت برتر بودن اسلام نیز همین است. یعنی در دین ما فقط کدهایی داده می شود تا خود جامعه سعی در رشد فردی و اجتماعی داشته باشند و این مستلزم زمان است.

مطالب مرتبط:
برچسب ها:  
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: